با ظهور رمزارزها، دیگر چه کسی به بانکها نیاز خواهد داشت؟

نوشته آنتونیو فاتاس و بئاتریس ودر دی مائورو

7/5/ 2018

آیا ارزش بیت کوین را با دلار می سنجید یا دلار را با بیت کوین؟

از بین اقتصاددانان حرفه ای کمتر کسی حتی تصورش را می كند كه رمزارزهای جدید، با تمام تبلیغات و هیاهویی که در مورد آنها وجود دارد، بتوانند ارزهای ملّی را بی ارزش کرده و کنار بزنند. به طور کلی حق با آنها است، زیرا در واقع پول متعارف خیلی خوب عمل کرده است. از لحاظ تاریخی، دلار آمریکا و سایر ذخایر ارزی نقش خود را به عنوان یک واسطه مبادله ای و ذخیره ارزش (به عنوان دو کاربرد اصلی یک ارز) به خوبی ایفاء کرده اند. بیت کوین و مشتقّات آن از هر دو نظر ضعیف عمل کرده و هرگز نخواهند توانست هیچگونه اختلالی در پول (آن طورکه ما آن را می شناسیم) ایجاد کنند. 

اما این بدان معنی نیست که فناوری های جدید نمی توانند اختلال زیادی در سیستم مالی به وجود بیاورند. اقتصاددانان سنتی (و بله ،این عنوان می تواند شامل هر دوی ما باشد) اغلب از جدایی اساسی بین پول ("چه") و فناوری پرداخت ("چگونه") غافل هستند.  این سردرگمی از این واقعیت ناشی می شود که برای اشکال قدیمی تر پول ( طلا یا اسکناس) هیچ فرقی بین "چه" و "چگونه" وجود ندارد؛ شما به سادگی با دادن اسکناس دلار یا سکه های طلا به فروشنده، قیمت کالا را پرداخت می کنید.

با این حال، امروزه، مردم روز به روز کمتر از پول نقد فیزیکی استفاده می کنند. در عوض، وقتی تراکنشی را انجام می دهیم،  معمولاً در قبال خرید یک کالا یا دریافت یک خدمت مناسب، یک رمز عددی را وارد می کنیم. و این امر از طریق فن آوری ای صورت می گیرد که پول را به صورت دیجیتالی در آورده و به وسیله ورودی های جدید سیستم مالی را به چالش می کشد.

ما قبلاً شاهد این نوع تغییر در جهان در حال توسعه بوده ایم، جایی که هرکسی به حساب بانکی دسترسی ندارد. به عنوان مثال، در شرق آفریقا، شرکت های تلفن همراه، از بانک ها  به عنوان واسطه های پرداخت، پیشی گرفتند زیرا آنها این امکان را برای مردم فراهم کردند که اعتبارات تلفنی قابل تبدیل به نقدی را بین همدیگر مبادله کنند. این بدان معناست که مردم می توانستند از اعتبارات تلفنی به عنوان یک واسطه دیجیتالی برای مبادله استفاده کنند و زیرساخت های پرداخت به صورت شبکه موبایل در آمدند. 

البته در اقتصادهای پیشرفته بیشتر مصرف کنندگان با استفاده از کارت‌های بدهی و اعتباری به حساب بانکی خود دسترسی دارند، به این معنی که آنها همین الآن هم  درگیر انتقال وجه های پول دیجیتال هستند. این امر باعث شد که بانک های سنتی در ایالات متحده و اروپا به مراتب کمتر در قبال نوآوران مخرب، آسیب پذیر باشند، حتی اگر ممکن باشد در بعضی موارد، فناوری های پرداخت الکترونیکی آنها  نامناسب و غیرقابل اعتماد باشد. علاوه بر این، جهت رقابت مستقیم با بانک ها در یک سیستم  اقتصادی پیشرفته، شما باید نشان می دادید که فناوری شما با زیرساخت های موجود سازگار است و همه موانع نظارتی که در قالب یک بانک شناسایی می شوند را پشت سر می گذارد. 

در اینجا بود که بیت کوین وارد میدان شد. مزیت رمزارزها این نیست که آنها ارزهای الکترونیکی هستند؛ در دنیای امروز دلار ، یورو ، ین و یوان همه ارزهای الکترونیکی هستند. بلکه، مزیت رمزارزها این است که فناوری بلاک چین یک جایگزین کامل و مستقل را بجای سیستم انتقال پرداخت سنتی ارائه نموده است؛ به نظر می رسد که همه مصرف کنندگان بیت کوین با یک  بانک در حال تعامل هستند. و چون در ابتدا رمز ارزها سر و سامان نگرفته بودند، بنابراین برای آغاز به کار به عنوان یک بانک رمزارز معادل، دیگر نیازی به طی کردن هیچکدام ازفرآیندهای نظارتی نداشتند. 

این دقیقاً همان کاری بود که دو استارت آپ انجام دادند. استارت آپ Circle، در سال 2013 تأسیس شد ، و با استفاده از بیت کوین یک سیستم پرداخت نظیر به نظیر ارائه داد. استارت آپ Ripple، در سال 2012 راه اندازی شد، سیستم پرداخت برون مرزی را فراهم کرد که در ابتدا به عنوان یک واسطه پرداخت به رمزارز (XRP) متکی بود. از آنجا که XRP نیز به فناوری بلاک چین متکی بود (که در واقع یک فناوری کارآمدتر از بیت کوین بود)، ضمناً یک سیستم شفاف مرکزی را نیز فراهم می کرد.

خوب که این سیستم چه کارایی دارد؟ بانک های سنتی نیز با تکیه بر فرآیندهای تسویه حساب ناخالص بین بانکی بصورت آنی و بدون وقفه و با تکیه بر بانک مرکزی، خدمات بسیار مشابهی ارائه می دهند. اما بانک‌ها با دو مشکل روبرو هستند: تغییر سیستم های قدیمی و هماهنگی در پرداخت های تعیین شده شبکه ها پرهزینه و زمانبر است. و در مورد تراکنش‌های بین المللی، آنها با مشکل مدیریت نقدینگی مواجه هستند، چون هیچ بانک مرکزی جهانی وجود ندارد. در این محیط، یک سیستم کاملاً جدید مبتنی بر رمزارز (یک ارز جهانی) در ابتدا مانند یک پیشنهاد برنده به نظر می رسد. 

مشکلی که وجود دارد این است که استفاده از بیت کوین و موارد مشابه آن، کاربران را ملزم به مقابله با ارزهای دیگر، نرخ ارز و همه موارد عدم قطعیت در مورد ارزش می کند، که باعث نگرانی در مورد ارزش ذخیره پول می شود. این امر لزوماً جذابیت استارت آپ هایی مانند Circle و Ripple  را کاهش می دهد که دقیقاً به همین دلیل است که آنها از رمز ارزها دور شده اند و به دنبال راه هایی برای بکار بردن فناوری خود در ارزهای سنتی و ارتباط مستقیم با بانک ها و بانک های مرکزی بوده اند. 

شركت هاي فعال در حوزه Fin-tech در اين فضا با اعمال مقررات جديدي كه ممكن است خود عامل مزاحم واقعي باشند، حمایت می شوند.
همچنین سیستم باز ابتکاری بانکی در انگلستان و هم دستورالعمل PSD2 اتحادیه اروپا اکنون به بانک ها نیاز دارند تا از طریق API ، دسترسی به حسابهای مشتریان را فراهم کنند. این یک تغییر اساسی است زیرا طرفه‌ای دیگری را غیر از بانکهایی که پول در دست دارند قادر به تأثیرگذاری بر نقل و انتقالات می سازد: افراد می توانند بدون نیاز به درگیر کردن خود با دنیایی از موجودی های نقدی جداگانه و احتمالاً ارزهای جداگانه، از برنامه تلفن هوشمند مورد علاقه خود برای انجام پرداخت‌ها استفاده کنند. این برنامه از طریق API ها به حساب های مربوطه دسترسی پیدا کرده و می توانند تراکنش‌ها را تکمیل کند. 

در واقع، مقررات جدید باعث جدایی کاربردهای پول می شوند. بانکهای تجاری می توانند به نگهداری ازموجودی های نقدی ما به صورت ارزهای سنتی ادامه داده و با استفاده از آن موجودی ها به مشاغل و کسب و کارها وام ارائه دهند، اما تراکنش ها می توانند با استفاده از یک فناوری پرداخت جداگانه (حداقل از نظر کاربر نهایی) حل و فصل شوند.

و اگر بخواهیم سیستم های پرداخت یکپارچه شوند، آیا نیاز به واسطه های چندگانه داریم؟ چرا در عوض یک انتقال پرداخت را به سادگی از طریق یک بانک مرکزی انجام ندهیم؟ اگر هر فرد در بانک مرکزی حساب داشته باشد و این حساب‌ها در سراسر کشور مرتبط باشند، این باعث می شود یک دفتر مرکزی برای کل اقتصاد ایجاد شود، که مطمئناً باعث افزایش سرعت کار، ایمنی و بازدهی پرداخت‌ها می شود.  بانک‌های مرکزی در حال بررسی این ایده هستند اما تاکنون به این نتیجه رسیده اند که خطرات و ریسک‌های سیستم مالی بسیار بالا بوده و مزایا آن نامشخص است. اگر این اتفاق بی افتد، سیستم مالی بدون شک عمیقاً تغییر خواهند نمود.


منبع: HBR

نظر شما درباره این مقاله چیست؟

ثبت ایمیل در خبر نامه

اگر از این مقاله خوشتان آمده ایمیل خود را وارد کنید تا مقالات مشابه را برایتان بفرستیم!

2/2 اعتبار مقاله باقیمانده در این ماه