تنها 2 مقاله دیگر را می‌توانی رایگان مطالعه کنی. ثبت نام کن تا مقاله‌های بیشتری بخوانی.

چگونه کاری را که از آن اجتناب کرده‌اید شروع کنید؟

بزرگترین چالش برای پیشبرد هر چیزی، گذار به کار روی آن است. تقریباً همیشه، تغییر از انجام یک کار راحت (ارسال ایمیل‌های ساده، انجام کارهای ساده از فهرست کارها، تکمیل مکالمه‌های معاملاتی) به انجام کاری دشوار (شروع یک کار، شروع یک مکالمه سخت، شروع از یک صفحه خالی). معمولاً فکر می‌کنیم که انجام مهمترین کارمان مستلزم مهارت در آن کار است - اما این کاملاً درست نیست. چیزی که ما باید در آن مهارت داشته باشیم، حرکت در لحظه قبل از کار است. بعد از اینکه تغییر را انجام دادیم، انجام خود کار، به طور مداوم و در طول زمان، ما را در کار ماهر می کند. این بدان معناست که مهارتی که ما واقعاً به آن نیاز داریم - و این یک مهارت است - در حال انتقال است.
نازیلا عرب یارمحمدی
۰۲ مهر در 5 دقیقه بخوانید
چگونه کاری را که از آن اجتناب کرده‌اید شروع کنید؟

به چیزی فکر کنید که برایتان سخت است، چیزی که برای شما مهم است.


شاید این نوع خاصی از کار باشد - مانند نوشتن یک پیشنهاد یا یک ایمیل خاص. شاید این یک مکالمه مهم باشد که می دانید باید با کسی که تا به حال حرف نزده اید داشته باشید. یا، زمانی در گذشته مکالمات مشابهی داشتید و به جای اینکه فقط آن را بگویید، 10 دقیقه را صرف صحبت درباره آنچه می‌خواهید بگویید، کرده‌اید. شاید صحبت کردن در یک جلسه برای گفتن چیزی باشد که از گفتن آن کمی می ترسید.

شاید هرگز به آن چیز مهم اما سخت نرسید، انواع کارهای کوچکتر را انجام دهید اما از انجام کار بزرگ اجتناب کنید. یا شاید شما در رسیدن به آن کند هستید و زمان ارزشمندی را در این فرآیند تلف می کنید.

سازنده ترین افرادی که من می شناسم درست در این لحظات حرکت می کنند، زمان کمی را تلف می کنند و به سرعت و بدون تردید به مهمترین کارها و گفتگوهای خود می رسند.

هفته گذشته فهمیدم که آنها چگونه این کار را انجام می دهند. من در یک سالن بودم، یک مرکز خلوتگاه خیره‌کننده، روی صخره‌هایی بر فراز اقیانوس آرام در بیگ سور، و آموزش مربی رهبری می‌دادم. هر روز صبح قبل از صرف صبحانه، خود را به همان آیین تسلیم می‌کردم: در چشمه‌های آب گرم میرفتم، سپس در وان سرد یخ‌زده، تا زمانی که می‌توانستم در آن میماندم و این پروسه را تکرار میکردم. سه بار.

من این غوطه وری های گرم/سرد را انجام می دادم زیرا ظاهراً برای گردش خون خوب و انرژی زا هستند. کشف غیرمنتظره من این بود که راز ورود به وان سرد همان رازی است که به افراد موفق کمک می کند کارهای سخت را انجام دهند.

اتفاقی که افتاد این بود: اولین باری که وارد آب شدم، 20 دقیقه را در چشمه های آب گرم گذراندم و قبل از اینکه شجاعت تلاش کردن را به دست بیاورم، به مشورت پرداختم. اولین بار، من فقط توانستم پنج ثانیه در سرما بمانم و بعد از آن بیرون پریدم، لرزیدم و به سمت چشمه های آب گرم برگشتم.

با این حال، تا پایان هفته، بدون تردید در سرما فرو رفتم و بیش از پنج دقیقه در سرما استراحت کردم، احساس خنکی و شادابی کردم، بدون اینکه اصلاً لرزی داشته باشم.

ذهن و بدن ما ظرفیتی باورنکردنی برای سازگاری با هر چیزی دارد. بخش سخت، تطبیق با شرایط عادی جدید است. بخش سخت، انتقال است.

اکنون موضوعی را به خاطر بیاورید که برای شروع آن با مشکل مواجه هستید. من حاضرم شرط ببندم که بزرگترین مبارزه شما در واقع انجام آن کار نیست، بلکه شروع به انجام آن کار است.

بزرگترین چالش برای پیشبرد هر چیزی، گذار به کار روی آن است. تقریباً همیشه، تغییر از انجام یک کار راحت (ارسال ایمیل‌های ساده، انجام کارهای ساده از فهرست کارها، تکمیل مکالمه‌های معاملاتی) به انجام کاری دشوار (شروع یک کار، شروع یک مکالمه سخت، شروع از یک صفحه خالی).

معمولاً فکر می‌کنیم که انجام مهمترین کارمان مستلزم مهارت در آن کار است - اما این کاملاً درست نیست. چیزی که ما باید در آن مهارت داشته باشیم، حرکت در لحظه قبل از کار است. بعد از اینکه تغییر را انجام دادیم، انجام خود کار، به طور مداوم و در طول زمان، ما را در کار ماهر می کند. این بدان معناست که مهارتی که ما واقعاً به آن نیاز داریم - و این یک مهارت است - در حال انتقال است.

حرکت بین گرما و سرما، چندین بار در روز، به من آموزش داد که از طریق گذار بین راحتی و ناراحتی حرکت کنم. این فقط یک استعاره نیست، در واقع راحتی من را با تغییر، تغییر داد.

من سه مرحله را کشف کردم که در طی هفته غوطه وری، تجربه ایجاد می کند:

با اراده شروع کنید. چیزهای زیادی نوشته شده است (بعضی از آنها توسط من) در مورد عدم اتکا به نیروی اراده چون غیرقابل اعتماد است. اما اینجا یک چیز مهم است: اراده در یک لحظه بسیار قابل اعتمادتر از اراده در طول زمان طولانی است. به همین دلیل است که الکلی‌هایی که در ننوشیدن موفق هستند از عبارت «قدم به قدم» استفاده می‌کنند. در برخی موارد شما فقط باید خود را برای لحظه ای مجبور کنید تا به طرف دیگر برسید. از آنجایی که در ابتدا هیچ راهی برای آسان‌تر کردن غوطه‌ور شدن وجود نداشت، من فقط باید از اراده و نظم و انضباط محض استفاده می‌کردم -و شجاعت محض - تا خودم را وارد آن کنم.

متعهد به تکرار با گذر هفته - و غوطه ور شدن من – آسان‌تر شد. هم به این دلیل که به آن عادت کردم و هم به این دلیل که توقع، عادت و تعهدم محکم شد. در واقع، من از قبل تصمیم گرفته بودم که این کار را انجام دهم و عدم اطمینان و تامل و در نتیجه تردید را از خود دور کردم. و زمانی که ذهنم اعتراض کرد، به سادگی آن را نادیده گرفتم و به حرکت ادامه دادم. (به یاد می آورم یک روز صبح، وقتی از گرما بیرون آمدم و به سمت سردی رفتم، ذهنم فریاد می زد آیا واقعاً مطمئنی که می خواهی این کار را انجام دهی؟ در این وان گرم راحت بمان! در حالی که بدن من به سمت سردی حرکت می کرد).

از سازگاری بهره مند شوید. تا پایان هفته، بدنم به معنای واقعی کلمه از نظر فیزیکی تغییر کرده بود. من شصت بار بیشتر در وان سرد ماندم و به سختی احساس سرما کردم. چالش ذهنی و جسمی به قدری کاهش یافت که من دیگر انتقال را به عنوان درد تجربه نکردم. و تجربه من در وان نیز متحول شد. آنچه قبلاً ناراحتی شدید بود، طراوت بخش شد.

می‌دانم که قرار گرفتن در حمام سرد به معنای گفت‌وگوی سخت یا نوشتن پیشنهاد یا گوش دادن به انتقاد نیست. حمام یک چالش فیزیکی است در حالی که بقیه چالش ها فکری و عاطفی است. و برای برخی افراد، چالش حمام آسان خواهد بود در حالی که بقیه کاری پیچیده تر به نظر می رسند. اما، در واقع، همه آنها یک چالش روانی بزرگ هستند. اغلب پیچیده تر از این نیست - این فقط داستانی است که ذهن شما برای تشویق به تعویق انداختن کار به شما می گوید. اصل و راه حل یکسان است: در حرکت از راحتی به سمت ناراحتی خوب باشید.

بیایید این را در مورد چیزی که برای شروع آن مشکل دارید اعمال کنیم:

چیز مهمی را شناسایی کنید که می‌خواهید با آن پیش بروید، اما به سختی می‌توانید به آن توجه کنید.

نقطه ی گذار برای کار روی آن را مشخص کنید. نمونه هایی از نقاط انتقال عبارتند از: تلفن را بردارید و شماره گیری کنید (برای مکالمه). روی صندلی بنشینید و اولین کلمه را بنویسید (برای هر نوع نوشتاری). یک سوال بپرسید و سپس صحبت را متوقف کنید (برای دریافت بازخورد). تصمیم بگیرید - زمان و مکانی را تعیین کنید که در آن شروع کنید (انتقال).

شهامت عاطفی خود را در اولویت قرار دهید. شروع کاری سخت باعث ایجاد احساس ناراحتی می شود و شما باید آماده باشید تا چیزهایی را احساس کنید - چیزی که من آن را شجاعت عاطفی می نامم - تا بدون توقف از آن عبور کنید. آیا حاضرید آنقدر در آن احساس بمانید تا به طرف مقابل برسید؟ این یک مهارت حیاتی و قابل توسعه است - برای به دست آوردن کشش در هر چیزی. برخی از چیزهایی که ممکن است در دوران گذار احساس کنید: ناراحتی، ترس (آیا این هرگز تمام می شود؟)، خرابکاری (احتمالاً باید ایمیل را مجددا بررسی کنم) و ناامنی (من نمی توانم این کار را انجام دهم).

بدون سوال پیگیری کنید. شما نمی توانید سر و صدایی که افکارتان ایجاد می کند را کنترل کنید، اما می توانید به حرکت با آن ادامه دهید تا کاری را که باید انجام دهید.

هر روز این کار را تکرار کنید. به یاد داشته باشید که این انتقال کوتاه مدت است. این عادی جدید نیست - حرکت به سمت عادی جدید است. اکنون، با روحیه انتقال سریع (و برای توسعه مهارت خود در آنها)، حتی اگر فقط یک دقیقه فرصت دارید، همین حالا کاری را انجام دهید که شما را در آن کار به جلو سوق دهد. و اگر احساس تردید کردید، به آنچه فکر می کنید توجه کنید - ذهن شما به کجا می رود (من وقت ندارم، این احمقانه است، یک دقیقه کمکی نمی کند و غیره). حتی زمانی که ذهن شما به بهانه جویی ادامه می دهد، به حرکت خود ادامه دهید. گام بردارید.


منبع: HBR

نازیلا عرب یارمحمدی
بیشتر بخوانید
مقاله مرتبط
برند تجاری شما چه هویتی دارد؟

برند تجاری شما چه هویتی دارد؟

محمد حسین میر آفتاب
۳۰ تیر در 15 دقیقه بخوانید