تنها 2 مقاله دیگر را می‌توانی رایگان مطالعه کنی. ثبت نام کن تا مقاله‌های بیشتری بخوانی.

مارکت بسکت بهترین و بدترین روی کسب و کار خانوادگی را به ما نشان می‌دهد

کسب و کارهای خانوادگی به ندرت مورد توجه عمومی قرار می گیرند مگر اینکه در بحرانی باشند. مردم تراژدی های یونانی خوب را دوست دارند. و هر از چند گاهی، خانواده های تجاری به آنها یک تراژدی می دهند.
حامد نیاوند
۱۲ آذر در 5 دقیقه بخوانید
مارکت بسکت بهترین و بدترین روی کسب و کار خانوادگی را به ما نشان می‌دهد

در حال حاضر ما یک تراژدی یونانی صادقانه در مارکت بسکت داریم، یک فروشگاه زنجیره ای بزرگ خانوادگی که توسط خانواده دمولاس (بله، یونانی-آمریکایی) درگیر شده است. این داستان اخبار صفحه اول در بوستون است و در سطح ملی و حتی خارج از ایالات متحده مورد توجه قرار گرفته است.

در این شرکت خانوادگی بسیار مورد توجه، کارمندان در اعتراض به اخراج مدیر عامل آرتور تی. دمولاس توسط هیئت مدیره تجمع کرده اند. قفسه ها تا حد زیادی خالی هستند و تامین کنندگان از کندی سرعت متضرر شده اند. بسیاری از خریداران از خطوط اعتصاب عبور نمی کنند. مدیران عامل تازه منصوب شده شرکت در حال تلاش برای جایگزینی کارکنان اعتصابی هستند. حدود 25000 شغل در خطر است، اما کارمندان این صف را حفظ کرده اند. سیاستمداران و مقامات دولتی در حال سنجش موقعیت هستند.

این داستان پرمخاطب چیزهای زیادی در مورد آسیب پذیری های شرکت های خانوادگی به ما می آموزد - اما همچنین یادآور خوبی از نقاط قوت آنها است. مهم است که به خاطر داشته باشید که تجارت خانوادگی، بخش عمدتاً خاموش سرمایه داری بازار، و همچنین بزرگترین بخشی است که دو سوم کل مشاغل در جهان و حدود نیمی از بزرگترین شرکت ها در ایالات متحده را تشکیل می دهد. مطالعات انجام شده در تعدادی از کشورها نشان می دهد که شرکت های خانوادگی دولتی و خصوصی به طور متوسط عملکرد بهتری نسبت به مشاغل غیر خانوادگی دارند. آنها از نظر مالی قوی تر هستند، وفاداری ذینفعان بالاتری دارند، عمر طولانی تری دارند و مورد اعتماد مردم هستند. این نقاط قوت شرکت ارتباط زیادی با مالکیت خانواده و رهبری خانواده دارد و این در مارکت بسکت نیز صادق است.

رهبر سابق خانواده مارکت بسکت، آرتور تی دمولاس، یک گروه کارمند چشمگیر و بسیار وفادار استخدام کرد. کدام شرکت دوست ندارد کارکنان خط مقدم برای حمایت از مدیر عامل خود اعتصاب کنند؟ این امر در مورد وفاداری شبیه به فرقه مشتریان مارکت بسکت نیز صدق می کند.

این همه حسن نیت نتیجه می دهد. در یک صنعت بسیار رقابتی که در آن حاشیه ها کم است و فروش هر روز به سختی انجام می شود، مارکت بسکت در برابر غول های متجاوز و فروشندگان بزرگ عملکرد خوبی دارد. این شرکت توانسته قیمت های خود را پایین و رقابت را بالا نگه دارد، تا حدی به این دلیل که شرکت، نه خانواده، مالک املاک و مستغلات آن است. آرتور تی دمولاس از استراتژی مالکیت شرکتی بر املاک و مستغلات دفاع کرده است و کارمندان او را به خاطر آن تشویق می کنند. جناح به رهبری آرتور اس. دمولاس مایل است مالکیت املاک و مستغلات را به خانواده منتقل کند. وقتی کارمندان پیش‌بینی می‌کنند که این انتقال منجر به افزایش اجاره‌بها و قیمت‌های بالاتر در فروشگاه‌ها می‌شود، کاملا حق با آنهاست. این به نوبه خود می تواند منجر به مشکلات رقابتی و کاهش رشد کسب و کار شود.

آرتور تی دمولاس تا زمانی که از حمایت هیئت مدیره برخوردار بود، توانست مدل کسب و کار خود را حفظ کند. حمایت هیئت مدیره با حمایت اکثر صاحبان خانواده از رویکرد سرپرستی او در تجارت خانوادگی به دست آمد. وقتی صاحبان مشاغل خانوادگی عمدتاً مباشر کسب و کار خود هستند -که می خواهند رشد کنند و شرکت خود را به نسل بعدی منتقل کنند و فقط سود سهام مقرون به صرفه را از کسب و کار بگیرند- مدیریت می تواند بر مشتریان، کیفیت و رشد بلندمدت تمرکز کند. لازم نیست همه صاحبان خانواده مباشر باشند. برخی از صاحبان خانواده می توانند ذهنیت "سرمایه گذار" بیشتری داشته باشند و بر سود سهام قوی و قدردانی سهام تاکید کنند. سرمایه گذاران به طور مفیدی مدیریت را سرپا نگه می دارند. اما برای حمایت از تداوم کسب و کار خانوادگی، بهتر است که عمدتاً صاحبان مباشر باشند. در وضعیت مارکت بسکت، زمانی که یکی از اعضای هیئت مدیره به سمت آرتور اس رفت و تعادل را تغییر داد، یک گروه عمدتاً مالک مباشر به یک گروه عمدتاً سرمایه گذار-مالک تغییر یافت. هیئت مدیره متعاقباً آرتور تی را اخراج کرد.

اگر منصف باشیم، هیئت مدیره ممکن است آرتور تی را به دلایلی غیر از این شکاف فلسفی اخراج کرده باشد. یقیناً شکاف مباشر و سرمایه گذار در میان مالکان دمولاس تنها نوک کوه یخ مشکلات در خانواده دمولاس است. گروه مالکیت خانواده حداقل از زمان جنگ دادگاهی که 24 سال پیش آغاز شد، از هم گسیخته و مملو از بی اعتمادی و بی احترامی بوده است. پس از چهار سال درگیری در دادگاه، در سال 1994 دادگاه متوجه شد که یکی از شعبه‌ها با هجوم دارایی‌های مهم شرکت به خود از دیگری سوء استفاده کرده است. دادگاه 50.5 درصد از سهام شرکت را به شعبه متخلف (در حال حاضر به ریاست آرتور اس.) اعطا کرد و هیئت مدیره ای با سه مدیر مستقل برای میانجیگری بین شعب در هیئت مدیره ایجاد کرد - یک راه حل بسیار عاقلانه. اما به اندازه کافی به اعتماد خانواده توجه نکرد، چه رسد به اینکه اعتماد خانواده را بازگرداند. با زخم های عمیق خانوادگی در هر دو طرف ناشی از حملات زشت شخصی، و توافق سهامداران که فرآیند خرید و فروش واضحی نداشت یا یک فرآیند اجباری برای مدیریت خصوصی اختلافات، عملاً سرنوشت این بود که خانواده بارها و بارها علناً با هم مبارزه کنند.

چگونه است که تعارض زودتر بر شرکت غلبه نکرده است؟ این واقعیت که کسب و کار به همان خوبی ادامه یافت، گواهی بر قدرت مدل کسب و کار مارکت بسکت، اکثریت ضعیف آرا در هیئت مدیره، و پناه دادن کافی به مدیریت و کارکنان توسط آرتور تی.

اما مشکلات مالکان دوام نیاورد. هنگامی که خانواده ها به وکلا و دادگاه ها مراجعه می کنند، بازگرداندن اعتماد به خانواده بسیار دشوار، اما ممکن است. من و همکارم سوزان استرو در پرونده HBS خود با عنوان «کلارکس در چهارراه» مستند می کنیم که چگونه راجر پددر، رئیس هیئت مدیره خانواده، به بازسازی اتحاد خانواده و تعهد به شرکت کفش کلارکز در بریتانیا در پی نبرد سهامداران بزرگ و عمومی کمک کرد. خانواده دمولاس می‌توانستند توافقنامه‌ای برای سهامداران ایجاد کنند که بر اساس آن اختلافات آتی به جای مراجعه به دادگاه، میانجی‌گری و داوری شوند. همچنین میشد در مورد یک فرآیند شفاف‌تر و منصفانه برای خریدهای آتی مذاکره شود. آن‌ها می‌توانستند برای بازسازی اعتماد خانواده بزرگ‌تر تلاش کنند. اعضای مستقل هیئت مدیره می توانستند بر این اقدامات پافشاری کنند و روند را هدایت کنند. یک مدیر عامل غیرخانوادگی خنثی می توانست تا زمانی که اوضاع خانواده بهبود پیدا کند، سکان هدایت را به دست بگیرد.

نمی‌توانم بگویم که این پیشنهادات قطعاً روی این خانواده کار می‌کردند، اما خانواده‌ها در تجارت نسبت به بسیاری از ذینفعان خود تعهد دارند که حداقل سعی کنند آشتی کنند یا راهشان را به طور مسالمت‌آمیز جدا کنند. اکنون که آنها به این نقطه رسیده اند که شرکت آسیب دیده است، مدیران مستقل باید راه حل مالکیت جدیدی پیدا کنند. آرتور تی پیشنهاد خریدی داده است که توسط شعبه آرتور اس. در حال "در نظر گرفتن" است. حدس من این است که طرف آرتور اس یک خریدار خارجی را به فروش به پسرعموهای خود ترجیح می دهد. هر روز که میگذرد، مفسران صنعت بیشتر و بیشتر ادعا می کنند که این شرکت به محدودیت های بازاریابی و مالی خود رسیده است. و با این حال بن بست ادامه دارد.

ممکن است شعبه آرتور تی بتواند با گروه کارمند شریک شود. یا ممکن است بتواند از حمایت سهام خصوصی مناسب خانواده برای به دست آوردن مجدد کنترل مالکیت اطمینان حاصل کند. با این حال، به او توصیه می‌شود که از منابع مالی سنتی کوتاه‌مدت و با بازده بالا دوری کند. با توجه به وفاداری کارمندان به آرتور تی، جالب خواهد بود که ببینیم آیا تامین کنندگان و مشتریان می توانند اطراف هر مالک جدید دیگری که احتمالاً مدیریت ارشد جدیدی را وارد می کند، جمع شوند.

مهم نیست که این بحران چگونه حل شود، این درام تجاری خانوادگی برای مدتی در صحنه عمومی پخش خواهد شد، حداقل تا زمانی که تراژدی یونانی تجاری خانوادگی بعدی جای آن را بگیرد. در این میان، امیدوارم که عموم مردم فراتر از آسیب‌پذیری‌های مالکیت خانوادگی یک کسب‌وکار را در این مورد ببینند. سرمایه داری خانوادگی دارای نقاط قوت طبیعی بسیاری است و برای اقتصاد جهانی بسیار مفید است، اما صحبت کردن در مورد آنها چندان جذاب نیست.

منبع: HBR

حامد نیاوند
نوشته‌ای از حامد نیاوند

مشاور و مدیر مارکتینگ و برندینگ شرکت تجربه شاپرک آبی

بیشتر بخوانید
مقاله مرتبط
فراتر از آرزوی صعود

فراتر از آرزوی صعود

مرتضی فرازمند
۰۸ بهمن در 10 دقیقه بخوانید